تبليغاتX
ستاره بانوی آسمان - سیب سبز حوا....
احساس مبهمی در تنم قد می کشد ، حسی خیس از جنس باور و تردید در عصیان لحظه هائی که در من به ستیز برخاسته اند.
پشت پنجره شب به انتظار می نشینم بی آنکه بدانم فردا با کدام رنگ در من حلول خواهد کرد.
اما اینجا آغاز اندیشه های سبز است ، با تبسمی از اعجاز یک نگاه ، نگاهی که پشت هزار سال تنهائی رنگ می گیرد در ترس آنکه مبادا رنگهایم را از یاد برده باشم. 

تو می فهمی چه می گویم وقتی از ترسهایم فلسفه می بافم و دردی که در چشمهایم بغض می شود از حس خواستن .

نمی دانم حق با کدام لحظه خواهد بود ؟ ترس اکنون یا فردا ؟
اما امروز است که در اوج بودنهایت با خودم می جنگم با حس داغی که در تنم شیون می کشد ، من بغضش می کنم و می بارم بی آنکه دلم بخواهد فریاد گنگ دردهایم را بفهمی.  

نمی دانم دلهره کدام لحظه در تنم اینگونه به عصیان برخاسته آنهم جائی که تا چشمهایت هزار سال راه مانده است . 
انگار چراغ های روشنی که راهنمایم بوده اند سرگردان شده اند .
 

 

سیب سبزلحظه های من ، تنهائیم بسیار دراز است با حفره هائی از درد که در پس دیدگانم غزل می خوانند. اما حق من تبسم نگاه تو نیست .
انگار من از تبسمی سرشار زاده شده ام  و تو خاطری قشنگ در ذهنم به تصویر می کشی و من تو را با طعم گس لحظه هایت تجربه می کنم بی آنکه بدانم آن طرف فاصله ها حس انگشتانت تا چه اندازه داغ است .
شاید تا ابد در ذهنم لحظه بمانی !
نمی دانم کدام روز از آن من است ! ترس مرا می فهمی؟؟؟؟؟

ای شب از اندوه تو رنگین شده ......سینه از عطر رخت سنگین شده
همچو بارانی که شوید جسم خاک ..... هستیم زالودگی ها کرده پاک
ای به روی چشم من گسترده خویش .... شادیم بخشیده از اندوه بیش
ای تپشهای تن سوزان من .... آتشی در سایه مژگان من
ای ز زرین شاخه ها پر بار تر .... ای ز گندمزار ها سرشارتر
با توام دیگر ز دردی بیم نیست ..... هست اگر جز درد خوشبختیم نیست
..........

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 23:9  توسط ستاره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دلم عجیب گرفته... و هیچ چیز... نه این دقایق خوش بو که روی شاخه نارنج می شود خاموش... نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست.... نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند..... و فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد....

نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
مهر 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
حریق یادها (هامون و مهدی)
راز سرگذشت من
مسافر
شبهای کویر
کویر اباد حضور
اولین و بزرگترین دیوونه خونه اینترنتی
غریبه
فقط خودم فقط خودت
آخرین برگ پائیزی
و خداوند عشق را آفرید
بادکنک مشرقی
تسلیم الهه عشق
پسر خدا ( مهرداد )
رانندگی مثل زندگی
شعر مهدی
حرفهای یک دل
کلبه محبت و عاشقانه
ایفان یعنی تک گل
خداوندا مرا از شر طرفدارانت حفظ کن
حنا دختری در مزرعه
خط خطیهای یک دیوونه
دلکده
فسا سیتی
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
(لوزا=خواهر هابیل و قابیل(دختر حضرت آدم(ع))
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM