تبليغاتX
ستاره بانوی آسمان

فریاد من شکست در بهت کوچه ها
در قحطی غزل افتادم از صدا
در بغض این حریق آتش گرفته است
لبهای بسته ام با بوسه ی هوس
من درد گشته ام در بطن یک صدا
از انتحار عشق در پستوی زمان .
دستان سردتو بر پیکر شکسته ام
خطی ز غم کشید
بر من که آخرین ، نفرینی شبم .
ای آشنای من
از من گذشته ائی
از من که خسته ام ...
اینک منم ولی آشفته از دروغ ، از این همه ریا
در خلوت حضور .
اینک منم ولی دلخسته ار خودم ،
از رد سرخ خون ،
از بغض این جنون .
با من ترانه ائی از آسمان بخوان
از بغض بی حباب ، از گریه های شوم ا
ز کوچه های شهر ، در حسرت سحر
از لحظه سقوط ، در اوج بی هدف .
ای نازنین من
من تن به شب زدم
در کشف عاشقی
تن در گناه شسته ام ...


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 15:32  توسط ستاره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دلم عجیب گرفته... و هیچ چیز... نه این دقایق خوش بو که روی شاخه نارنج می شود خاموش... نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست.... نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند..... و فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد....

نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
مهر 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
حریق یادها (هامون و مهدی)
راز سرگذشت من
مسافر
شبهای کویر
کویر اباد حضور
اولین و بزرگترین دیوونه خونه اینترنتی
غریبه
فقط خودم فقط خودت
آخرین برگ پائیزی
و خداوند عشق را آفرید
بادکنک مشرقی
تسلیم الهه عشق
پسر خدا ( مهرداد )
رانندگی مثل زندگی
شعر مهدی
حرفهای یک دل
کلبه محبت و عاشقانه
ایفان یعنی تک گل
خداوندا مرا از شر طرفدارانت حفظ کن
حنا دختری در مزرعه
خط خطیهای یک دیوونه
دلکده
فسا سیتی
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
(لوزا=خواهر هابیل و قابیل(دختر حضرت آدم(ع))
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM